آخرین پست سال 89
سلام سلام![]()
خوبید خوشید سلامتید ![]()
![]()
دیگه کم کم دارم عطر بهار رو حس می کنم،هر چنداین عطر بهاری خیلی ضعیف تر از
سالهای قبل هستش ،ولی باز هم خدا رو شکر که به مشامم میرسه.
![]()
امسال هم با همه ی خوبی ها و بدی هاش داره کوله بارش رو جمع میکنه و کم کم میره
و ما می مونیم با یه سال جدید و لطف دوباره ی خدا که بهمون داده شده تا یه بهار دیگه
رو هم ببینیم.امیدوارم که من لیاقتش رو داشته باشم.
![]()
سال ۸۹ برای من یه سال معمولی بوداتفاق بدی برای خانواده ام نیوفتاد و هنوز هم
اتفاق شیرینی که من منتظرش هستم هم نیوفتاده و امیدوارم تو سال جدید بیوفته.
تو این سال پسر عمه ام که همه نگران ازدواجش بودن،با دست به دست هم دادن بزرگهای
فامیل بالاخره ازدواج کرد و سال جدید هم میرن سر زندگی خودشون.
با دوستام روز های خوب و شدی رو تو دانشگاه گذروندیم.
روز تولدم یکی از دوست هام (فاطمه پ)که اصلا فکرش رو هم نمی کردم تولدم یادش باشه
بهم زنگ زد و تولدم رو تبریک گفتو من رو کلی خوشحال کرد.دوست های دبیرستانم همچنان
تولدم رو یادشون بود و به دیدنم اومدن(مرسی دوست های خوب خوب خوبم)
تو ماه های آخر امسال فهمیدیم که دوستم فریبا ،نی نی داره و الان هم منتظریم ببینیم
نی نی چیه بریم براش کادو بگیریم.
دوست های خوب و جدید اینترنتی پیدا کردم که از خوندن وبلاگ هاشون کلی لذت می برم.
![]()
شیشه ی عطر بهار لب دیوار شکست
و هوا پر شد از بوی خدا....
دیدنش آسان است
سخت آن است که نبینی او را
سال نو همه دوستان عزیزم مبارک باشه و امیدوارم که تو سال جدید به همه ی آرزو تون برسید،تعطیلات
خوش بگذره.سر سفره ی هفت سین ،منم دعا کنید،دوستون دارم خیلی زیاد.
بوس بووسس بوووسسسس بووووسسسسس
خدانگهدار،مهربونی فراموش نشه


سلام،خوش آمدید.