27شهریور
۲۷ شهریور ، روز بزررگداشت استاد شهریار و شعر وادب فارسی گرامی باد.
استاد شهریار مانند دیگر شاعران تکرار شدنی نیست و به نظر من همین موضوع باعث
ماندگاری ایشان شده است.
۲۷ شهریور ، روز بزررگداشت استاد شهریار و شعر وادب فارسی گرامی باد.
استاد شهریار مانند دیگر شاعران تکرار شدنی نیست و به نظر من همین موضوع باعث
ماندگاری ایشان شده است.
متاسفم برای کسی که به خود اجازه آتش زدن قرآن رو داده ،متاسفم.
دل ما رو هم با قرآن سوزوندید ولی آخرش که چی؟
شما ،ما رو خوب می شناسید و می دونید که ما هیچ وقت این کار رو با کتاب های آسمانی
شما نمی کنیم چون دین ما کامل ترین دین و احترام به ادیان آسمانی دیگه رو واجب میدونه،
البته اگر شما دینی داشته باشید.
سلام دوستای خوبم
امروز ظهر خوابیدم تا شب که می خوام برم مسجد خوابم نگیره و یه خوابی دیدم:
خواب دیدم هوا روشن و تاریکه و من ومامان با هم سوار اتوبوس
شدیم که بریم جایی ولی
نمی دونستم کجا؟ بابا و بهنام هم نبودن ما داشتیم تنها می رفتیم،من رفته بودم قسمت
مردونه نشسته بودم و بافتنیم هم دستم بود و مامانم هم قسمت زنونه نشسته بود.
رسیدیم به مقصد و مامانم به راننده شش هزار تومن کرایه داد یه حسی بهم می گفت که
اونجا دربنده ولی اصلا مثل دربند نبود .بعد با مامان رفتیم تو یه اتاقی که چند نفر دیگه هم اونجا
بودن وسایل هامون رو گذاشتیم که بیایم بیرون .هوا سرد بود اما مامان تنش فقط یه مانتو
تابستونی بود و داشت جوراب نازک می پوشید(تو تمام خواب من بغض داشتم) بهشون گفتم
مامان با این جوراب و مانتو سردت میشه ها،که مامان گفت نه هوا خوبه.
رفتیم یه جا نشستیم که نهار بخوریم اما مامان فقط برای من غذا گرفت ،غذا بلدرچین کباب
شده بود با برنج یه دونه بلدرچین هزار تومن بود . انگار که ما فقیر شده بودیم که هزار تومن
برای مامان خیلی بود و نمی خواست برای خودش غذا بگیره،نمی دونم که بابا و بهنام کج
بودن؟
یه سوال خواب ظهر هم تعبیر داره؟