. "رفتن" !
رفتن که بهانه نميخواهد ،
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...
وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !
آرى ،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام ... !!!

                                 

خسته ام

خسته ی خسته

خیلی زیاد

خدایا کمکم کن

دوستان لطفا دعا

به نام خدای مهربووون

همیشه فکر می کرد این روز ها باید بهترین روز ها باشه اما انگاری مشکل و سختی هم زیاد داره

اما خدا با ماست پس همه چی حلللللله

109 روز

                            به نام خدای مهربونی ها

سلام سلام

خوبید دوستای گلم

من بلاخره وبلاگ طفلکیم رو آم پ کردم

اما دلیل عنوان این پستم

من ۱۰۹ روز دیگه تو خونه پدریم زندگی میکنم و بعدش به امید خدا عروسی و خونه خودمون

با اینکه کلی عاشق همسریم هستم ولی از الان دلم برای خونمون تنگ میشه

دلم برای اتاق بنفشم

دلم برای شام خوردن های ۴نفره

و یه عالمه چیز دیگه تنگ میشه

فکر کنم دارم بهانه می گیرم اونم از حالا

خلاصه این که مرحله ی سختیه

برام یه عالمه دعا کنید

تو این مدت که نبودم وبلاگ های همتون رو می خوندم ولی کامنت رو شرمندتونم که  نمیزاشتم

فعلا همین

دئباره پیش من بیاید منم میام

فعلا خدا نگهدار

راستی قالب وبلاگم قشنگه؟؟؟؟

                                            به نام خدای مهربان

تولدم مبارررررک

به امید خدا

                                 به نام خدای مهربون

سلام

ازدواج میکنیم

دعا لطفا

....

                                  به نام خدای خوبی ها

سلام سلام

خوبید خوشید ؟

دیروز آخرین روز سر کلاس نشستن من تو دوره ی کارشناسی بود! یعنی اگر امتحان این ۷

واحد رو هم بدم ،۲ واحد می مونه برای تبصره و دوره ی کارشناسی تموم!

دیروز دوربین بردم دانشگاه و با بچه ها و دو تا از استادها عکس انداختم.

برای ارشد هم مجاز شدم اما رتبه ام بالا هستش و تهران قبول نمیشم و حالا منتظرم

ببینم ازاد رو چی کار کردم تا یه تصمیمی بگیرم.

هم خوشحالم که دوره ی کارشناسی داره تموم میشه و هم ناراحت!

دوره ی خوبی بود که خیلی زود تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم تموم شد.

از حالا دلم برای تک تک لحظه هاش چه خوب و چه بد تنگه!

برام دعا کنید که آزاد رو تهران قبول شم.

دوستون دارم

بوس بوس بوس

خدا نگهدار

گاهی

                                                به نام مهربان ترین

گاهی برای نوشتن،هیچ جمله ای به ذهنمان نمی رسد،

کلمه ها فرار می کنن و می روند و پنهان می شوند،

و هر چه بگردیم پیدایشان نمی کنیم،

انگار مغزمان تعطیل است،

آن وقت است که ترجیح می دهیم سکوت کنیم

و از این سکوت لذت ببریم.

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

سلام دوستان(مامان نازدونه های عزیز)

سال نو با کلی تاخیر غیر موجه مبارک.

من حالم خوبه خوبه و ترم آخر دانشگاه رو با ۷ واحد دارم می گذرونم و از همین الان دلم برای

دانشگاه و دوران دانشجویی تنگ شده.

برام دعا کنید که ارشد قبول شم.

فردا هم دارم میرم فیتنس ثبت نام کنم که یه وقتی بد هیکل نشم ،آخه دو کیلو به وزنم اضافه

شده و  دوست ندارم که با چاق شدنم از تعریف دیگران راجع به اندامم محروم بشم، میدونید

برای یه خانم هیچی لذت بخش تر از تعریف از زیبایی و خوش اندامیش نیست!

خوب دیگه اینکه شاید شیوه وبلاگ نویسیم رو عوض کنم.

همین دیگه....

از روزای بهاری لذت ببرید

خدانگهدار

تولدم مبارک

                                  به نام خدای مهربون

سلام خوبید

تولدم مبارک

فعلا برای تولدم این باشه تا بعد از امتحان ها (پنج شنبه )دوباره آپ کنم.

بای

امتحان دارم

                                        به نام خدای زیبایی ها

سلام خوبید؟

منم خوبم شکر خدا

این روزا مشغول درس خوندنم،از۲۹ دی امتحانام شروع شده تا ۱۳ هم ادامه داره.

بدتر از همه اینکه ۱۱ که روز تولدمه امتحان دارم

خوب دیگه من برم.

برام دعا کنید که امتحانام رو خوب بدم

خدانگهدار

                                  

ببینید حرف زدن چه چیز وحشتناکی است

که بزرگترین احترام به هر کس

این است که

برایش یک دقیقه سکوت می کنند!