زندگی رنگی

  به نام خداوند مهربون

سلام من خوبم شما خوبید

من به خدا اطمینان دارم و به خودم هم همین طور

با کمک خدا و توانایی خودم دارم زندگیم رو دوباره رنگ می کنم

دارم کتاب راز رو می خونم

و دارم در چشم باد رو میبینم

می خوام شروع کنم به نوشتن خاطرات روزانم تو یه سر رسید بعد هم بزارمش توی اون

صندوق کوچیک چوبی و درش رو یه قفلی بزنم که کیلیدش رو فقط خودم داشته باشم

البته اگر مثل همیشه بد قولی نکنم

می خوام جوری زندگی کنم که چند سال دیگه حسرت این روزهام رو نخورم که از دستشون

دادم و بهم خوش نگذشته

پس پیش به سوی یه زندگی و روز های عالی با کمک خدا و دعای شما دوست گلیا

اراده ی خودم.

راستی یه عضو جدید هم به خانواده ما اضافه شده یه جوجه طوطی از نژاد منگوری که

رنگش هم سبزه و در حال بالا رفتن ازسر و کول منه.

تولد هستی گلم رو هم بهش تبریک میگم و امیدوارم که همیشه سالم و موفق باشه

فعلا خدا حافظ

خدایا

              به نام خودت

خداجون سلام

خدایا خودت میدونی که من و فاطمه چی ازت می خوایم پس کمکمون کن

خیلی ماهی ، دوست دارم ،منتظر کمکت هستم،مثل همیشه که بهمون کمک میکنی این

بارم کمک کن مرسی خدا جون

خیلی چشم انتظارمون نذار که داریم زیر فشار این مشکل میشکنیم

خیلی خیلی دوست دارم و میدونم که هر چی دارم از تو مهربونه

خدایا بازم شکرت

می دونی که دلمون خیلی شکسته ، پس منتظرتیم مثل همیشه

ازت خداحافظی نمکنم چون تو خودت خدایی