دل پاییزی من
به نام خدا
سلام
دلم خیلی گرفته نمی دونم چمه ،دلم یه دل سیر گریه می خواد ولی نمیشه
انقدر آب خوردم که بغضم نترکه دل درد گرفتم
مدام چشام پر اشک میشه و هی پلک می زنم که اشکم نچکه
( لیلی زیر درخت انار)
لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شذ،گل داد ،سرخ سرخ.
گل ها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه شد.
دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
(عرفان نظرآهاری)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۸ ساعت 20:44 توسط بهاره
|

سلام،خوش آمدید.